کعبه ی عشق ¡
مقدمه
.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
به ! که خوش چهره تر از نسترن و نسرینی
خوشتر از قند و عسل با لب خود شیرینی
از سراپای تو آید همه عطر گل ناز
با چنین بوی خوشی مژده ی فروردینی
من که نوشیده ام از تجربه انواع شراب
چون لبت خوش نچشیدم که عجب نوشینی
از دل و جان بپرستم رخ زیبای تو را
روی تو کعبه و گویا که بت زرینی
مذهبم غیر فرامین و قوانین تو نیست
عجب از اینکه ببینم تو خودت بی دینی
هر کسی شد بت عالم نبود پیرو دین
تو که خود بت شده ای عامل صد آئینی
من مریض و تو طبیبی ؛ برسان شهد شفا
ای که هر درد مرا با لب خود تسکینی
پس بیا بوسه عطا کن که مرا با کرمت
تا قیامت همه جا خرم و شادان بینی
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
برگرفته از کتاب پرتوی از عشق
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
..
.
آخرین تغییرات:
توسطحسین مفیدی فر
نسخه چاپی شعر
وقتی دل از محبت یار از ازل خوش است
پس نغمه های عاشق و شعر و غزل خوش است
در محفلی که صحبت عشق است و عاشقی
حتی نزاع و کشمکش و هر جدل خوش است
چون در حصار حکمت یزدان نشسته ایم
سختی برای ما به یقین چون عسل خوش است
هر کودنی که درک حقیقت نمی کند
از اهل حق یقین سخن و هر عمل خوش است
در چشم خبره ، قدر بدل پوچ و بی بهاست
اما به چشم احمق و نادان بدل خوش است
باشد ستم به دیده ی حق مطلقا حرام
کی ظلم ظالمان و کلک از دغل خوش است؟
هر ظالمی که مایه ی آزار مردم است
بر مغز او اصابت تیر اجل خوش است
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه و پیام شما