عاشق در برابر میل معشوق تسلیم مطلق است : &
مرا به جز تو خیالی نهفته در سر نیست
چنانچه بی تو جهانی مرا مصور نیست
فضای پاک دلم را تو کرده ای اشغال
و بهر هر کس و چیزی فضای دیگر نیست
اگر چه قلب رئوفم فراتر از دریاست
و حد و حجم دلم را به فکر و باور نیست
ولی تو هم به بزرگی فراتر از تعریف
چنان عظیم و بزرگی که چون تو اکبر نیست
لذا نبوده شگفتی اگر بگویم فاش
که جز تو جای کسی بر دلم میسر نیست
هر آنچه را تو پسندی مرا پسند آید
و آنچه را تو پسندی جز آن مقدر نیست
ورود آنکه تو گویی به دل بود آزاد
و غیر از آن دگران را عبور از این در نیست
امید از آن چه تو خواهی نمی کند پرهیز
ولو به دیده ی ظاهر خوش و منور نیست
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆&
من این پیمانه ی عشقت ؛ نمی بخشم به دنیایی
دلم را هم به غیر از آن نیندازم به دریایی
پری رویان در این عالم نهند از بهر دل دامی
ولی جز سوی گیسویت نیاید قلب شیدایی
هزاران گل در این دنیا شکوفا می شود اما
به هر بستان در این دنیا نباشد چون تو زیبایی
چه خوش باشد اگر روزی گذارم جان کف پایت
که جز آن تا دم مرگم نخواهم بهر خود جایی
اگر میلت جفا باشد که خونم بی سبب ریزی
ندارم از دلارامم به غیر از این تمنایی
اگر هم بنده را خوانی که سازی کام دل شیرین
نباشد از چنان یاری عجایب آنچه فرمایی
امید از جانب دلبر نبیند جز وفا چیزی
که از خورشید خود بینم فقط نوری تماشایی
تو با هرگونه آزارت به کام جان گوارایی
تو با هر بوسه ی مهرت به کام دل شکرخایی
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه و پیام شما