تفاوت عشق و هوس

مقدمه

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آخرین تغییرات:
توسط
نسخه چاپی شعر
گر بشری عاشق پول است و مال
پس گذراند پی آن ماه و سال
بوده یکی عاشق پُست و مقام
در پی شأنی به جهان بی دوام
زندگی اش جمله اسیر هوس
کودکی اش عاشق توپ است و بس
چون گذرد کودکی و فصل آن
جنس مخالف طلبد نوجوان
ای چه بسا گر برسد او به یار
مهر و محبت نشود ماندگار
عشق و صفا می رود از قلب او
زیر و زبر می شودش خلق و خو
پس تو بخوان قصه ی عشقش هوس
بولهوسان را نبُوَد عشق کس
کم شده عاشق که به جانان رسد
قصه صمیمانه به پایان رسد
بهر همان لیلی و مجنون دو سال
گر ثمر عاطفه می شد وصال،
سوز و گداز از دلشان رفته بود
قصه ی شان طور دگر می نمود
پس تو اگر عاشق و دلداده ای
در غم جانانه بیفتاده ای،
گر نرسیدی به وصالش، عزیز
اشک غم و هجر و مصیبت نریز
چون برسی یا نرسی این جهان
فرق اساسی نکند بی گمان
پس برو بنگر به کسانی که وصل
تجربه کردند و سپس جنگ و فصل.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
عالی ترین مقام محبت مودت است
عشقی که بر محمد و بر آل عترت است
این عشق پربها که بنا گشته بر شعور
اظهار نور و گرمی آن تا قیامت است
بر هر چه از طریق تفکر علاقه بود
گرمای آن همیشه خوش و با صلابت است
دریای عشق و مهر و صفا را کرانه نیست
خرم دلی که مخزن انوار رحمت است
در رتبه های بعدی عشق از طریق دل
بر هر وجود و منطقه ای در طبیعت است
انسان و هر پدیده و حیوان و هر گیاه
مشمول این محبت و بر طبق عادت است
پایین ترین مراتب اظهار عشق و مهر
از روی طبع و میل و هوس بهر شهوت است
اینگونه عشق و عاطفه باشد چه بی دوام
با اینکه ابتدا به نظر پر حرارت است
قلبی که جنس حاجت آن بوده از هوس
بعد از وصال و تخلیه انبار نفرت است
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻

پی نوشت

لطفا هر هوسی را عشق
و هر شیاد و بوالهوسی را عاشق ننامید

بسیاری از اوقات ما میان عشق و هوس تفاوت قائل نمی شویم و لذا هر هوسی را عشق می نامیم و حال آنکه در میان انسانها عشق مانند گوهر و الماس نادر و هوس چون ریگ بیابان به وفور یافت می شود....

پس اگر کسی لاف عشق زد اما خیانت کرد بدانید که او شیادی بیش نبوده که همانند صیادی ؛ به طمع صیدی ؛ دامی تحت عنوان عشق برای تان گسترده بوده است

بنابراین از رفتنش خرسند باشید....

مراقب باشید!
زیرا همیشه شیادان
 با ظاهری مهربان
الفاظی زیبا
و جملاتی دلنشین به شما نزدیک می شوند

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
آن کس که به گرد هوسی می گردد
هر لحظه به دنبال کسی می گردد
دلخوش مشو چونکه او تو را شیرین خواند
او دور تو هم چون مگسی می گردد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
جانا تو بیا که جز توام جانان نیست
دور از تو یقین درد مرا درمان نیست
این تشنه در این کویر سوزان چه کند
وقتی که مرا نشانی از باران نیست
در صورت تمایل با مراجعه به صفحه ی زیر چندین شعر عاشقانه در زمینه ی فراق و درد هجران را مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
من خرم و خوش به نوبهاری مستم
بی جام شرابی به کناری مستم
از دلبر خود گرفته ام بوسه ی ناب
پس بی می و باده از نگاری مستم
در صورت تمایل با مراجعه به صفحه ی زیر می توانید چندین شعر عاشقانه ی شاد را مطالعه فرمائید
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆

دیدگاه و پیام شما

از اینکه دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارید، سپاسگزاریم.