تفاوت عشق و هوس
گر بشری عاشق پول است و مال
پس گذراند پی آن ماه و سال
بوده یکی عاشق پُست و مقام
در پی شأنی به جهان بی دوام
زندگی اش جمله اسیر هوس
کودکی اش عاشق توپ است و بس
چون گذرد کودکی و فصل آن
جنس مخالف طلبد نوجوان
ای چه بسا گر برسد او به یار
مهر و محبت نشود ماندگار
عشق و صفا می رود از قلب او
زیر و زبر می شودش خلق و خو
پس تو بخوان قصه ی عشقش هوس
بولهوسان را نبُوَد عشق کس
کم شده عاشق که به جانان رسد
قصه صمیمانه به پایان رسد
بهر همان لیلی و مجنون دو سال
گر ثمر عاطفه می شد وصال،
سوز و گداز از دلشان رفته بود
قصه ی شان طور دگر می نمود
پس تو اگر عاشق و دلداده ای
در غم جانانه بیفتاده ای،
گر نرسیدی به وصالش، عزیز
اشک غم و هجر و مصیبت نریز
چون برسی یا نرسی این جهان
فرق اساسی نکند بی گمان
پس برو بنگر به کسانی که وصل
تجربه کردند و سپس جنگ و فصل.....
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
عالی ترین مقام محبت مودت است
عشقی که بر محمد و بر آل عترت است
این عشق پربها که بنا گشته بر شعور
اظهار نور و گرمی آن تا قیامت است
بر هر چه از طریق تفکر علاقه بود
گرمای آن همیشه خوش و با صلابت است
دریای عشق و مهر و صفا را کرانه نیست
خرم دلی که مخزن انوار رحمت است
در رتبه های بعدی عشق از طریق دل
بر هر وجود و منطقه ای در طبیعت است
انسان و هر پدیده و حیوان و هر گیاه
مشمول این محبت و بر طبق عادت است
پایین ترین مراتب اظهار عشق و مهر
از روی طبع و میل و هوس بهر شهوت است
اینگونه عشق و عاطفه باشد چه بی دوام
با اینکه ابتدا به نظر پر حرارت است
قلبی که جنس حاجت آن بوده از هوس
بعد از وصال و تخلیه انبار نفرت است
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻
دیدگاه و پیام شما