بهانه ی دل عاشق ¡
مجنون و دلی خونین از دوری لیلا بین
فرهاد توانا هم شیدای غم شیرین
بنگر به خزان بلبل چون گشته جدا از گل
ساکت شده در کنجی با سوز و غمی چندین
پروانه به تاریکی در گوشه ی باریکی
بی روشنی شمعی گردیده دلش غمگين
اکنون بنگر اینجا بر عاشق دل شیدا
افسرده به تنهایی بیمار و دلش خونین
یارش به نظر چون گل زلفش به نظر سنبل
چشمش دو گل نرگس مژگان به نظر نسرین
خوشتر بود از لیلا شیرین نه چنین زیبا
صد لیلی و شیرین بین در محضر او مسکین
اما به شب و سرما عاشق بنگر تنها
در خانه ی تاریکی با درد و غمی سنگین
بین نسخه ی درمانش بوس از لب جانانش
گر بوسه زند گیرد هر درد و غمش تسکین
ای عاشق خونین دل حل می شودت مشکل
باشد که تو را جانان آید به سر بالین
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
برگرفته از کتاب پرتوی از عشق
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دلم به یاد تو هر شب بهانه میگیرد
سراغ بوسه ی ناب شبانه میگیرد
تو رفته ای به سلامت ؛ ولی منم سوزان
میان شعله که از دل زبانه میگیرد
بهار و فصل خزانم نمی کند فرقی
همیشه بی تو دلم از زمانه میگیرد
برای بنده جهان بی تو تنگ و دلگیر است
که بی تو دل به غمی بی کرانه می گیرد
بیا دوباره برایم کمی بخوان از عشق
که دل نشاط و حیات از ترانه میگیرد
بگو چه وقت و کجا با تو می شوم همراه؟
کجا دو دست مرا آن یگانه می گیرد؟
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دیدگاه و پیام شما
نظر توسط محمد چاکرالحسینی
بهار وفصل خزانم نمیکند فرقی
خیلی زیبا
در پناه حق
یا حق
نظر توسط Mofidifar Admin
امیدوارم همواره در پناه خداوند سلامت و موفق و سرافراز
باشید ان شاءالله
اما ببخشید
خواستم در سایت تان پیام بگذارم نشد
لطفا موضوع را بررسی کنید
ممنونم